...notH!ng....
نشسته بو د روی صندلی درست وسط خیابان در غربت با خود حرف می زد . . . . . اما دوام نیاورد وامتداد خیابان غربت او را شکست و برد
نوشته شده در 2009/4/16ساعت
15:26 توسط اوهام| |
نشسته بو د روی صندلی درست وسط خیابان در غربت با خود حرف می زد . . . . . اما دوام نیاورد وامتداد خیابان غربت او را شکست و برد
نوشته شده در 2009/4/16ساعت
15:26 توسط اوهام| |